محمد تقي جعفري
69
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
چنان كه همين انسان موجوديت خود را هم به بازى مىگيرد و رسيدن به خواستههاى خود را پيروزى و محروميت از آن را شكست ميداند . شما مىتوانيد نامحدود بودن حماقت انسان را در بهره بردارى از قدرت در عبارات يك قدرت پرست مطالعه فرمائيد . راسل مىگويد : « بعنوان مثال در اين زمينه مىتوان گفتار موسولينى را در آن زمان كه بعنوان خلبان در جنگ حبشه شخصاً شركت نموده ، در بارهء جنگ شنيد : « ما تپهها را كه از جنگلهاى سرسبز پوشانده شده بود ، به حريق كشانديم ، مزارع و دهكدهها به هنگام سوختن در عين حال كه گمراه كننده بود ، ما را بسيار سرگرم ميكرد . . . بمبها به مجرد اصابت با زمين منفجر شده ، دود سفيد و شعلههاى عظيمى از آنها بلند مىشد و بلا فاصله علفهاى خشك شروع به سوختن مىكردند . . . خدايا به ياد دارم كه چهار پايان به چه شتاب و هراسى فرار مىكردند . . . وقتى كه مخازن بمب خالى شد ، خوشحالى من از آن جهت بود كه مجبور شدم با دستهاى خود تيراندازى كنم . . . مىدانيد خيلى خوش آيند بود وقتى كه توانستم سقف پوشالى كلبه اى از بوميان را كه با انبوه درختان تنومند و بلند احاطه شده و به سهولت هدفگيرى نمىشد ، هدف قرار دهم . ساكنين كلبه بعد از مشاهدهء عمل قهرمانى من ، مانند ديوانگان فرار را بر قرار ترجيح دادند . . . پنج هزار نفر حبشى در حالى كه بوسيلهء دايره اى از آتش محاصره شده بودند ، اجباراً به انتهاى خط آتش رانده شدند : آنجا كه جهنم سوزانى برپاشده بود » ( 1 )
--> ( 1 ) قدرت - برتراندراسل ترجمهء آقاى منتصرى ص 70 و 71 نقل از موسولينى - جاى بسى تعجب است كه راسل پس از نقل عبارات فوق از موسولينى ، بدون اين كه به تحليل عبارات بپردازد و معناى بهره بردارى از قدرت را در جنگ و كشتار آدميان توضيح بدهد ، به اين مقدار قناعت ورزيده است كه بگويد : « با اين ترتيب ملاحظه مىكنيم كه در رهبرىها چه تناقضات عميقى از نقطه نظر روانى وجود دارند ، آنجا كه سخنرانان براى موفقيتهاى خود احتياج به درك مستقيم روانشناسى دارند ، هوا - نوردانى از قبيل موسولينى لذت روانى را از حريق و قتل طلب مىكنند ، چنين به نظر مىرسد ناطق و آشوبگر مزبور ، از گروه كهنه و قديمى قدرتطلبان است ، در صورتى كه قدرت طلبان امروزى قدرتشان را بر اساس مكانيزم مخصوص عصر جديد استوار كردهاند » آقاى راسل به مقايسه رهبران از نظر روانشناسى قناعت نموده مطلب مهمى را كه بيان ميكنند اين است كه : قدرتطلبان قديم از سوزاندن و قتل لذت مىبردند كه موسولينى از گروه آنها است و قدرتطلبان جديد قدرتشان را بر اساس مكانيزم عصر جديد استوار مىسازند » و گويا راسل با اين اكتشافات كه توضيح واضحاتست در صدد ريشه كن كردن جنگها برآمده و مؤسسهء صلح را بنيانگذارى كرده است .